علت سرمايه‌گذارى اکوتوريستى در ايران

علت سرمايه‌گذارى اکوتوريستى در ايران

اين تنوع جغرافيائى زمين زيست گونه‌هاى بسيار متفاوت گياهى و جانورى را در ايران فراهم کرده است آنچنانکه ايران يکى از پنج کشور بهره‌مند از تنوع زيستى کامل داشتن چهار فصل وزيست‌گونه‌هاى اصلى گياهى و جانوري در جهان به شمار مى‌آيد. جزء آن، وجود بزرگ‌ترين درياچه جهان در شمال کشور خط ساحلى هزار و دويست کيلومترى با خليج فارس وجود ۵۰ درياچه در داخل کشور که از ميان آنها هيجده درياچه به‌عنوان يکى از ۵۹ ذخاير زيستى کره زمين شناخته شده است. جنگل‌هاى انبوه ارسباران در آذربايجان شرقی يکی از  جنگل های بکر در جهان  به‌شمار مى‌آيد. بيابان‌هائى وسيع که در آنها اغلب مؤلفه‌هاى بيابانى از قبيل وزش بادها حجم ماسه‌هاى روان بيشينه گرماى هوا در بالاترين حد ثبت شده مناطق بيابانى جهان هستند و نيز طيف متنوعى از آداب و رسوم و شيوه‌هاى معيشتى چندهزارساله منطبق با شرايط اقليمى است.از آن جمله معيشت کوچ‌نشيني، از ديگر داشته‌هاى اکوتوريسم در ايران به‌شمار مى‌آيد. بی شک قرار داشتن ايران در شمار پنج کشور نخست بهره‌مند از بيشترين تنوع اقليمى در جهان به معناى آن است که در ايران زمينه براى هرگونه سرمايه‌گذارى اکوتوريستى فراهم است و به‌ويژه در قطب‌هاى اکوتوريستى کشور منابع مورد اتکاء آنچنان در دسترس قرار دارند که اغلب حتى نيازى به مضاعف‌سازى جاذبه‌ها وجود ندارد و  توان بالقوه اکوتوريسم ايران بسيار افزون‌تر از ديگر بخش‌هاى توريسم است. به هر حال در یک دهه اخیر مضامین گردشگری ، گردشگری در طبیعت ، اکوتوریسم، طبیعت گردی و چندین مضمون مشابه دیگر در ادبیات مربوط به توسعه کشور به شدت رواج یافته و برای آن نقش و اهمیت ویژه ای منظور گردیده است و انصافاً کارهای مناسب و مطلوبی نیز در این زمینه ضرورت گرفته ، یا در دست انجام است ، اما این تنها یک روی سکه است ، روی دیگر سکه جدا از آن بلایای هولناکی که امروز به سبب سوداگری ارضی ، عدم حفاظت از منابع طبیعی ، اجرای طرح های ناسازگار با طبیعت ، عرصه های مناسب گردشگری را تهدید می کند و شواهد آن را در ، مناطق جنگلی و ساحلی شمال و بسیاری دیگر از نقاط به وفور و به وضوح می توان دید.

توسعه صنعت توريسم در کنار منافع بسياري که از نظر فرهنگي – سياسي دارد، از جهت اقتصادي نيز باعث گشايش و رونق مي شود. نکته حائز اهميت در اين است که کشورهاي توريستي از چه نوع جاذبه هايي برخوردار هستند و اين جاذبه ها تا چه ميزان براي توريست ها جالب و بااهميت هستند. قدر مسلم کشورهايي که از کانون ها و قطب هاي توريستي جهان به شمار مي آيند، کوشيده اند که جاذبه هاي توريستي خود را به بهترين نحو شناسايي و معرفي نمايند و با برنامه ريزي ها و طرح هاي جامع توريستي و دادن امکانات رفاهي – خدماتي و تسهيلات حمل و نقل مناسب، جهانگردان بيشتري را جذب نمايند.

 

1-5-9- چالش ‌های پیش ‌روی اکوتوریسم

این چالشها را می‌ توان به دو دسته چالش‌ های زیست محیطی و چالش‌ های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تقسیم کرد. از مهم ‌ترین عواملی که روی هر دو دسته تأثیرات عمیقی دارند، برنامه‌ ریزی صحیح و فرهنگ ‌سازی همه ‌جانبه است. فرهنگ سفر جمعی در قالب تور ، با بهره‌ گیری از تخصص شرکت‌ های مجری هنوز در ایران نهادینه نشده است. مردم کشورهای توسعه ‌یافته به سفرهای جمعی سازمان ‌یافته و استاندارد بها می ‌دهند و برای سفرهای کوتاه ‌مدت آخر هفته و سفرهای دراز مدت فصلی یا سالیانه خود از شش ماه یا حتی یک سال قبل برنامه ‌ریزی می ‌کنند و حتی پس‌ انداز مخصوص سفر دارند ؛ زیرا می ‌دانند سفر در کنار لذت‌ بخش بودنش، ارزش‌ ها و ابعاد جدیدی به شخصیت آن‌ ها اضافه می‌ کند و از این رو حاضرند هزینه‌ هایش را هم بپردازند. گردشگران بسیاری به ‌تدریج از سفرهای صرفاً تاریخی در مسیرهای تکراری، فاصله گرفته و به طبیعت ‌گردی در مسیرها و مناطق بکر و تازه، روی آورده است. تجربه دنیاهای تازه و شگفت‌ انگیز، آشنایی و حتی همزیستی کوتاه‌ مدت با مردم و فرهنگ‌ های گوناگون، انرژی گرفتن از طبیعت و غوطه‌ ور شدن در دنیای ژرف آن، از نیازهای جدی انسان امروز است و هم از این روست که طبیعت‌ گردی با همه جلوه‌هایش حرکتی نو در جهان است . اما سفر در ایران با این که در فرهنگ و ادبیات مردم ریشه‌ ای قدیمی دارد، هنوز در مرحله سفرهای تاریخی باقی ‌مانده و در آن نیز به لحاظ بهره ‌مندی از تخصص و استانداردهای لازم ، نوپا است و بدیهی است تا طبیعت‌ گردی جدی و تخصصی فاصله‌ ای قابل توجه دارد . فرهنگ‌ سازی می‌ تواند به تسریع روند مثبت تحولات سفر کمک کند ؛ کاری که می‌ بایستی نه فقط در سطح رسانه‌ ها برای عموم ، بلکه در سطح کتاب‌ های درسی ابتدایی و قبل از آن، انجام شود .
از مهمترین مزایای سفر جمعی در قالب تور، استفاده از تخصص و اطلاعات شرکت برگزار کننده، جلوگیری از اتلاف وقت ، امنیت بیشتر، سرعت بالاتر و حتی هزینه کمتر است. به همه اینها باید بهره ‌مندی از فضای ارتباط جمعی دوستانه، آشنا شدن با انسان‌ های هم ‌فکر و هم‌ سلیقه و همچنین یادگیری و تاثیرپذیری نسل‌ ها از یکدیگر را اضافه کرد. در ایران چنین جا افتاده که گویی هزینه سفر با تور، بالاتر از سفر شخصی است ؛ در حالی که اگر نیک بنگریم جمع هزینه‌هایی که ما در سفرهای شخصی‌ مان بابت نداشتن اطلاعات و تخصص ، اتلاف وقت ، بهره‌مندی ناقص از سفر و دیدنی‌ های آن، خستگی و بالا رفتن ضریب خطر در رانندگی یا خطرات ناشی از حضور ناآگاهانه در طبیعت و … می ‌دهیم، خیلی بیشتر از هزینه ‌ای است که برای یک تور استاندارد و تخصصی پرداخت می ‌کنیم. ضمن آن که بها ندادن به استاندارد سفر همیشه و لزوماً ناشی از مشکل مالی نیست ؛ بسیار دیده ‌ایم صاحبان ماشین‌ های مدل بالایی که در کنار خیابان چادر زده‌ اند. به طور کلی این نگاه در کشور ما وجود دارد که باید برای همه چیز هزینه کرد، الا سفر. سفر به هر صورت ، باید ارزان تمام شود. اما این دیدگاه فقط در مورد سفرهای داخلی ملاحظه می شود؛ در حالی که مردم برای سفر خارجی ، خیلی راحت هزینه می‌ کنند. از دلایل تفاوت یاد شده، این است که مردم ما به دیدنی‌ ها و ارزش ‌های طبیعت اطراف و جامعه خودشان بهای کافی نمی ‌دهند و یا در واقع آنها را نمی‌ شناسند. با یک مقایسه ساده بین تور پنج روزه بیابان لوت و کلوت‌ های ما و تور نیم روزه صحرای دوبی ، موضوع روشن‌ تر می ‌شود . در سفر بیابان لوت و کلوت‌ ها، شما از یکی از جاذبه‌های منحصر به فرد بیابان‌ های دنیا بازدید می‌ کنید و در طول پنج روز از تمامی خدمات تخصصی شامل راهنمایی ، اقامت ، حمل‌ و نقل ، پذیرایی کامل در کلیه وعده‌های غذایی ، برقراری امنیت در محیط‌های طبیعی و … بهره‌مند می ‌شوید و ضمن آن اطلاعات علمی کافی هم دریافت می‌ کنید . هزینه چنین سفری در سال گذشته ، برابر 175000 تومان بود ؛ در حالی که تور کمتر از یک روزه صحرای دوبی که در طول آن کار خاصی هم ، بجز چرخاندن مردم با ماشین‌ های فورویل بر روی تپه‌های ماسه‌ ای و در نهایت بر پا کردن رقص و دستی در آخر شب نمی‌ کنند ، حدود 100 هزار تومان قیمت دارد . تا زمانی که مردم ما ارزش جاذبه‌های کشور خود را نشناسند ، موازنه آمار جهانگردی در کشور ما منفی خواهد بود . بدیهی است تصحیح این دیدگاه‌ها ، نیاز به فرهنگ ‌سازی عمیق و برنامه ‌ریزی شده دارد.
چالش دیگر، آگاهی جوامع میزبان نسبت به ارزش جاذبه‌های طبیعی، فرهنگی و تاریخی خود است . آن‌ها باید به این جاذبه‌ها مانند یک دارایی نگاه کنند. در غیر این صورت، خودشان با دست خودشان آن‌ها را نابود می ‌کنند ؛ درخت‌ های با ارزش را می‌ برند، زباله می ‌ریزند، چشمه و رودخانه را آلوده می ‌کنند، گوزن ‌هایشان را می‌ کشند ، گلزارها و مراتع را لگدمال می‌ کنند، روی دیوار قلعه قدیمی شعار می‌ نویسند و بالاخره خانه و باغچه‌هایشان را آباد نمی‌ کنند و … و همه این‌ ها یعنی ضربه به منابع اکوتوریسم و توسعه پایدار. برگزاری کلاس‌ های آموزشی ، تشویق و دادن جایزه، جمع‌ آوری اطلاعات بومی ‌ها در قالب پروژه‌ های تعریف شده، دادن تسهیلات به مردم جوامع میزبان برای تجهیز امکانات پذیرایی و اقامت و… از جمله راهکارهای زیبایی است برای نهادینه کردن تدریجی حفاظت از محیط ‌زیست، منابع اکوتوریسم و ارزش‌ های فرهنگی و تاریخی جوامع و در نهایت توسعه پایدار. از سوی دیگر فرهنگ ‌سازی بی ‌رویه در زمینه معرفی جاذبه‌ های طبیعی و رفتن به طبیعت ، بدون تأکید بر استانداردهای توریسم مسئولانه، روش صحیح حضور در طبیعت با استفاده از تخصص و اطلاعات شرکت‌ های مجاز و متخصص در طبیعت ‌گردی، خود موجب آلودگی‌ های زیست محیطی، ضربه به منابع اکوتوریسم و حتی خطر آفرینی برای توریست‌ ها می ‌شود. از مهم ‌ترین چالش‌ ها نداشتن برنامه ‌ریزی کلان، فقدان طرح جامع اکوتوریستی در سطح کشور و نداشتن تبلیغات اصولی است. مسیر‌های اکوتوریستی در ایران، با این همه وسعت و تنوع، هنوز شناسایی و تدوین نشده ‌اند و به دلیل این ناشناختگی، آن ها را تبلیغ هم نمی ‌توان کرد. در نتیجه یا تبلیغ نداریم یا اگر هم داشته باشیم، سازمان یافته و هدفمند نیست و معمولاً منجر به هجوم بی ‌رویه مردم به این مناطق می شود. نمونه بارز این امر بلایی است که بر سر تنگه واشی آمده است. برای مثال حتی در مورد تنگه واشی که با هجوم جمعیت و تخریب روز افزون رو بروست ، چنانچه مردم منطقه آموزش ببینند، در صورت سپردن مدیریت اکوتوریسم منطقه به دست آن‌ها و سهیم کردنشان در منافع حاصل از آن، خود روش‌ های جدید و منطقی حفاظت از محیط زیست و جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی منطقه را طراحی و پیاده خواهند کرد و مانع آسیب به منطقه خواهند شد.
در اثر عدم شناسایی مناطق اکوتوریستی و بها ندادن به آنها ، زیرساخت ‌های لازم در این مناطق نیز ایجاد نمی ‌شود . در حال حاضر بجز در بعضی مسیرهای معروف مانند دماوند و علم کوه و … ، در بسیاری از مسیرها نقشه و تابلوی راهنما، بروشور ، پست امداد رسانی ، سیستم هوایی نجات ، سرویس ‌های بهداشتی ، امکان باز گرداندن زباله، وسایل ‌نقلیه برای حمل افراد یا چهارپایان برای حمل‌ و نقل بار ، امکان اقامت ، امکان پذیرایی و تهیه غذای گرم و سالم ، راهنمای متخصص و … وجود ندارد . در نتیجه بار فراهم کردن تمامی این امکانات، از مبدأ تا مقصد، با صرف وقت، انرژی و هزینه‌های سنگین‌ تر بر دوش شرکت مجری تور طبیعت است و این در حالی است که برخی مردم فکر می‌ کنند چون به هتل نمی ‌روند ، برای مثال باید تور طبیعت گردی بیابان لوت را ارزان تر از تور شهرگردی اصفهان یا شیراز بخرند . چالش مهم دیگر، فعالیت دفترها و گروه‌های غیر مجاز یا مجاز غیر متخصص در زمینه طبیعت‌ گردی است. در درجه اول متولیان دولتی جهان ‌گردی و محیط‌ زیست نمی ‌توانند نظارتی بر کار این‌ گونه دفترها داشته باشند . آنها معمولاً توریسم مسئولانه را سرلوحه فعالیت‌ های خود قرار نمی‌ دهند و از آنجا که نمی‌ خواهند هزینه کنند ، جوامع محلی را به کار نمی‌ گیرند و در واقع هیچ درآمدی به منطقه تزریق نمی‌ کنند؛ در نتیجه مردم بومی هم تشویق نمی‌ شوند که منابع خود را حفظ کنند. بنابراین آنها نه‌ تنها به توسعه پایدار کمکی نمی ‌کنند، بلکه به آن ضربه هم می ‌زنند. از سوی دیگر به دلیل عدم ارائه خدمات تخصصی و رعایت نکردن استانداردها، موجبات نارضایتی توریست‌ها را فراهم کرده و گاه حتی امنیت آن‌ها را به خطر می اندازند. افزون بر این، آن‌ها از هر مسیری و به هر طریقی وارد طبیعت می ‌شوند؛ هیچ آموزش و اطلاعاتی به مسافران خود در زمینه حفاظت از محیط زیست و ارزش جاذبه‌های طبیعی نمی ‌دهند و در نهایت همه این‌ها موجب آلودگی و ضربه به محیط‌ زیست، منابع اکوتوریسم و اساساً فرهنگ سفر جمعی می ‌شود. از دیگر چالش‌ ها، باید به کافی نبودن تعداد راهنماهای متخصص طبیعت ‌گردی نسبت به تقاضای موجود این گونه تورها و وسعت و تنوع جاذبه‌های طبیعی ایران اشاره کرد . از سوی دیگر معدود اکوتور لیدرهای آموزش دیده نیز ، اگر چه از نظر تئوریک اطلاعات قابل قبولی دارند ؛ از نظر عملی، برای حضور در طبیعت ، آمادگی بدنی ، مصمم بودن ، قاطعیت لازم و هدایت خود و گروه ، توانایی و کارآیی کافی را ندارند. اجاره دادن منابع طبیعی و واقع ثروت ملی، مثل مراتع، جنگل ‌ها و حریم سواحل و صدور مجوز ساخت مجموعه‌های به اصطلاح تفریحی و اقامتی در این مناطق، معمولاًبه دلیل عدم نظارت قوی از سوی سازمان‌های ذیربط و عدم رعایت استانداردهای اکوتوریستی ، زیست محیطی و ویژگی‌ های ساخت‌ و ساز بومی ، بسیار مخرب و از مهمترین چالش‌ ها است که ضربه آن‌ها مستقیماً به منابع اکوتوریستی وارد می شود. نمونه‌های بارز این وضعیت در جنگل ها و مراتع ماسال و سواحل خزر مشاهده می‌ شود…
درباره چالش ‌ها و فرصت ‌های سرمایه ‌گذاری در اکوتوریسم ایران، گفتگو با آرش کوشا ، دبیر کمیته ملی اکوتوریسم را بشنوید…

 

1-6- فرهنگ طبيعت گردی

به هر حال در یک دهه اخیر مضامین گردشگری ، گردشگری در طبیعت ، اکوتوریسم، طبیعت گردی و چندین مضمون مشابه دیگر در ادبیات مربوط به توسعه کشور به شدت رواج یافته و برای آن نقش و اهمیت ویژه ای منظور گردیده است و انصافاً کارهای مناسب و مطلوبی نیز در این زمینه ضرورت گرفته ، یا در دست انجام است ، اما این تنها یک روی سکه است ، روی دیگر سکه جدا از آن بلایای هولناکی که امروز به سبب سوداگری ارضی ، عدم حفاظت از منابع طبیعی ، اجرای طرح های ناسازگار با طبیعت ، عرصه های مناسب گردشگری را تهدید می کند و شواهد آن را در کلاردشت میانکاله ، مناطق جنگلی و ساحلی و بسیاری دیگر از نقاط به وفور و به وضوح می توان دید ، به چگونگی رفتار گردشگران ، یا طبیعت یا فرهنگ طبیعت گردی ما برمی گردد . معمولاً وقتی سخن از گردشگری در طبیعت به میان می آید ما به راحتی از پیوند های عمیق چند هزار ساله مردم با طبیعت یاد می کنیم ، از عشق و علاقه آنها به گل و گیاه ، از احترام آنها به آب و خاک ، از آناهیتا که الهه آب است ، از درختان مقدس و باورهای ما به تقدس آن ها ، از اشتیاق برای رفتن به باغ و راغ ، از ردپای طبیعت در آثار و ادبیات مکتوب اعم از نثر و نظم ، از سابقه و پیشکسوتی ما در ساخت پردیس ها و باغ های ایرانی ، از الهام گرفتن ما از طبیعت در طرح نقش و نگار صنایع دستی یا خلق گل و گیاه بر تار و پود فرش های ایرانی یاد می کنیم و برای همه این شواهد و مثال های زیادی نیز داریم اما آیا واقعاً چنین مواردی امروز هم مصداق گذشته را دارد؟ اگر به شمال برویم کافی است نگاهی به ساحل دریا بیندازیم . آن وقت خواهیم دید جدا از آن هزاران نفری که هر ساله در راه تفریح و تفرج و طبیعت گردی در تصادفات جاده ای جان می بازند یا آن صدها نفری که در یک فصل تابستان به هنگام شنا در دریا غرق می شوند چگونه پر نشاط ترین عرصه های ساحلی با انواع و اقسام زباله و نخاله و آشغال به گند و آلودگی کشیده شده اند . در پارک جنگلی نور یا سی سنگان یا پارک جنگلی میرزا کوچک خان آمل گردشی کنید تا دریابید گردشگران ما با طبیعت چگونه رفتار می کنند . به تالاب بین المللی انزلی نظری بیندازیم تا دریابیم چگونه نیلوفرهای آبی آن به یغما می رود بدون آنکه بهره ای از آن برده شود اگر به جنوب می روید سری به کوه « گنو » بزنید ، جایی که به حق ذخیره گاه کره مسکون لقب گرفته است . بهشتی در کنار شهر بندر عباس که موزه ای زنده از گیاهان و حیات وحش است . عرصه ای که در آن زیتون وارس را در کنار سُمر و کهور و گیاهان گرمسیری می توان دید و کل و بز و جبیر را در جوار هم یک جا و در روی یک کوه می توان مشاهده نمود ، جایی که در هر پیچ جاده آن لطیف تر شدن هوا را می توان حس کرد و در ارتفاعات آن ، در شب های تابستانی بندر عباس ، بدون رواندازی مناسب ، در فضای باز نمی توان خفت . در چنین بهشتی در اطراف کمپ های سیاحتی و اطراق گاهها و حتی سراسر مسیر ، علی الرغم وجود ده ها سطل آشغال می توان تلی از زباله از هر نوع و رقم را دید که بیننده از دیدن آن شرم می کند چه رسد به آن که بخواهد آن را بر روی کاغذ توصیف کند . آیا سزاوار کمپی که برای استراحت و آسایش گردشگران ساخته و پرداخته شده است این است که نیمکت های آن شکسته شود. آلاچیق آن ویران گردد . شیشه های سرویس بهداشتی آن خرد شود و در و پنجره آن به یغما برده شود. واقعیت این است که تشکیلات مسئول ، در کنار فعالیت های گسترده ای که برای توسعه گردشگری یا طبیعت گردی می کنند می باید ده ها برابر بیشتر از آن در جهت مدیریت مناطق ، جلب مشارکت مردم و توسعه و ارتقاء فرهنگ گردشگری و ترویج آن همت گمارند وگرنه ، اگر چنین روندی از بهره برداری از منابع و مواهب طبیعی در جهت طبیعت گردی ادامه یابد نه تنها امیدی به توسعه پایدار نباید داشت بلکه آرزوی پایداری و ماندگاری این منابع نیز خالی بیش نخواهد بود .

بدون تردید در این رهگذر مدیریت های مسئول در تشکیلات منابع طبیعی ، محیط زیست و گردشگری راهی سخت و طولانی را پیش رو دارند. به نظر می رسد که در مرحله نخست این راه، جامع نگری ، توانمند سازی تشکیلات ، تدوین و اجرای مقررات و ترویج و بسط فرهنگ گردشگری ، جلب مشارکت مردم و توانمند سازی جوامع محلی از الزامات اجتناب ناپذیر است .

 

1-7- راهکارهای عملی اکوتوريسم پايدار

پیشنهادهای زیر می تواند ما را در اکوتوریسم پایدار یاری نماید :

1- افزایش همکاری بین المللی ، سرمایه گذاری مستقیم خارجی و همکاری با بخش های خصوصی و عمومی در تمام سطوح

2- برنامه های توسعه ، شامل برنامه های آموزشی و تربیتی که مردم را به شرکت کردن در گردشگری طبیعت تشویق می کند و جوامع بومی و محلی را برای توسعه و بهره برداری مناسب از اکوتوریسم توانا می سازد . همچنین مشارکت سرمایه گذاران را برای توسعه گردشگری و حفاظت میراث طبیعی به منظور توسعه حفاظت از محیط زیست ، منابع طبیعی و میراث فرهنگی افزایش می دهد.

3- فراهم کردن کمک های تکنیکی برای کشورهای در حال توسعه و کشورهای با اقتصاد در حال انتقال برای حمایت از توسعه تجارت گردشگری پایدار و سرمایه گذاری برای برنامه های آگاهی رسانی زیست محیطی برای پیشرفت گردشگری بومی و ایجاد تحریک لازم برای پیش قدم شدن افراد و گروه ها در توسعه این بخش.

4- کمک به جوامع میزبان جهت سازمان دهی و مدیریت بازدیدها جهت جاذبه های توریستی شان در جهت فراهم کردن حداکثر سود در حالی که اطمینان بدهد کمترین اثرات منفی بر روی محیط زیست و سنت ها و فرهنگ بومی ایجاد نخواهد شد که این مهم می تواند با حمایت سازمان جهانی گردشگری (WTO ) و سایر ارگان های وابسته همراه باشد .

5- بهبود تنوع زیستی ، فعالیت های اقتصادی و … که شامل تسهیلات دستیابی به اطلاعات و مشارکت در پیدایش تشکیلات آن به ویژه در سطوح کوچک و متوسط است .

1-8- دستورالعملهائي براي توسعه اكوتوريسم روستائي‌

گردشگري بزرگترين صنعت جهان به شمار مي‌رود و بيش از 10% كل اشتغال و 11%  تولید نا خالص‌ جهان را به خود اختصاص داده و بالاخره آنكه‌، پيش بيني مي‌شود تا سال 2020 مجموع سفرهاي‌گردشگري به رقم 1.6 ميليارد بالغ گردد. اين صنعت اثر مهم و فزاينده‌اي بر مردم و طبيعت دارد.

اثرات اين فعاليت‌، مثبت و يا منفي خواهند بود. توسعه نامعقول و نامناسب گردشگري مي‌تواند زيست‌بوم‌ها و مناظر طبيعي را تخريب نموده‌، منابع طبيعي را اتلاف و به توليد زباله و آلودگي بيانجامد. در مقابل‌،گردشگري مسئولانه به افزايش آگاهي‌ها و حمايت از حفاظت محيط زيست و فرهنگ بومي كمك كرده وفرصت‌هاي اقتصادي بسياري را در اختيار كشورها و جوامع خواهد گذاشت‌.

صندوق بين‌المللي حمايت از وحوش WWF در حال اقدام براي كاهش اثرات منفي و ترغيبگردشگري مسئولانه است كه نه تنها به افزايش كيفيت زندگي مي‌انجامد بلكه باعث تقويت منابع فرهنگي وطبيعي عرصه‌ها خواهد شد.

  اين دستورالعمل برخي اصول كلي را معرفي و به جنبه‌هاي اجرائي اكوتوريسم روستائي‌ مي‌پردازد.اين اصول برآنند تا با ارائه يك مرجع براي كاركنان ميداني پروژه‌ها، به تدوين يك رهيافت مناسب كمك‌كنند. بهر حال‌، شرايط حاكم و ميزان آگاهي پيرامون اكوتوريسم در كشورها و پروژه‌هاي مختلف‌، متفاوت‌هستند و اين ويژگي‌، نحوه تفسير و تبيين عملي اين اصول را در سطح محلي بيان مي‌كند. اين دستورالعملها قصد ندارند كه يك مرجع دستوري باشند بلكه بعنوان مجموعه‌اي از موضوعات و عناوين هستند كه بايدمورد ملاحظه و بررسي قرار گيرند. در برخي كشورها، همچون برزيل‌، WWF به توسطه سياست‌هاي ويژه ومراجع عملي خوب در اجراي اكوتوريسم روي كرده و شرايط محلي را مد نظر قرار داده است‌.

اگرچه اين دستورالعملها بدواً بمنظور استفاده در داخل تشكيلات WWF تدوين شده‌اند، ولي بهر حال‌نهادها و سازمانهاي ديگر هم مي‌توانند از آنها بهره‌برداري كرده و براي مخاطبين بيشتري تبيين نمايند. اين‌

ضوابط براساس تجربيات حاصل از اجراي پروژه‌هاي WWF و نيز سوابق و مطالعات موردي استنتاج وتدوين شده و حاوي ليست مفيدي از منابع و مراجع علمي هستند. در سرتاسر متن اين اصول‌، اطلاعاتي‌پيرامون پروژه‌هاي مستقل اكوتوريسم مربوط به WWF در چهارگوش‌هاي متعدد معرفي شده‌اند. اگرچه اين‌چهارگوش‌ها صرفاً بعنوان مرجعي براي بررسي برخي موضوعات خاص تلقّي مي‌شوند، ولي بهرحال‌اطلاعات آنها مكمل دستورالعملهاي مزبور محسوب مي‌گردند.

در هر صورت جمعاً، دوازده دستورالعمل ارائه گرديده كه در چهار بخش متناسب با جايگاه ابتكارات‌اكوتوريسم روستائي به شرح زير دسته‌بندي شده‌اند:

الف‌: آيا اكوتوريسم انتخاب مناسبي است‌.

ب‌: برنامه‌ريزي در اكوتوريسم‌ها مشاركت ج‌.امع محلّي و ساير دست‌اندركاران‌

ج‌: تدوين پروژه‌هاي پايدار در حوزه اكوتوريسم روستائي‌

د: تقويت منافع جوامع و محيط‌زيست‌

اگر چه اين دسته‌بندي از مراحل و اقدامات وسيعي حكايت دارد، با اينحال همه موضوعات مطروحه دردستورالعملها را بايد بعنوان يك مجموعه واحد در نظر گرفت تا تصوير كامل و جامعي از اين صنعت بدست‌آورد.

 

برخي از ويژگي‌هاي عمومي اكوتوريسم توسط دفتر محيط زيست ملل‌متحد و سازمان گردشگري جهاني‌بصورت زير تبيين شده‌اند:

1-رعايت شئونات طبيعت و فرهنگ‌هاي مرسوم در مناطق بعنوان بخشي از تجربه گردشگر

ارائه خدمات آموزشي و ترجمه توصيف به گردشگر

2-معمولاً گروههاي گردشگر در اندازه‌هاي معدود و توسط مشاغل محلّي‌متخصص وكوچك سازماندهي مي‌شوند (گو اينكه عوامل خارجي نيز در اين بخش فعال هستند)

3-كاهش اثرات منفي اين صنعت بر منابع طبيعي و محيط‌زيست فرهنگي – اجتماعي‌

4-حمايت از ايده حفاظت از مناطق طبيعي بواسطه ايجاد منافع اقتصادي براي مديران‌عرصه‌هاي طبيعي

5-تأمين درآمدهاي جايگزين و اشتغال براي جوامع محلّي‌، و افزايش سطح آگاهي گردشگران‌و مردم محلّي نسبت ب اهميت حفاظت از ارزش‌ها و منابع‌

 

فرآيندهاي ملحوظ دراكوتوريسم‌، همه خصوصيات طراحي‌، تدوين‌، بازاريابي و مديريت منابع و امكانات اين نوع گردشگري را شامل خواهد شد. گردشگران نيز مي‌توانند ضمن بازديد از مناطق و ميراث‌فرهنگي‌،ازتسهيلات راهنمائي‌،ترجمه‌، اقامت‌، غذا، فروش محصولات و صنايع دستي‌، حمل و نقل‌بهره‌مند شوند.          فعاليت‌هاي تفريحي مناسب و ويژه همچون راه‌پيمائي در گذرگاهها، عكسبرداري و مشاركت دربرنامه‌هاي حفاظتي (از منابع طبيعي و فرهنگ بومي‌) را نيز بعنوان بخشي از اكوتوريسم تعيف كرده‌اند. درپاره‌اي از اماكن‌، شكار و صيادي نيز مجاز دانسته شده مشورط بر آنكه اين فعاليت‌ها بدقت پژوهش و بعداًكنترل شوند.        اين نوع بهره‌برداري پايدار مبتكي به دانش بومي بوده و ضمن افزايش درآمد مردم محلّي‌، آنها را متوجه‌ارزش فوق‌العاده وحوش و متعاقباً حفاظت مناسب از آن مي‌نمايد.